نمی دونم....

نمی دونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگیم رو 

نمیدونم چرا قسمت میکنم روزای خوب زندگیم رو

جرا تو اول قصه همه دوسم میدارن

وسط قصه میشه سر به سر من میزارن

تا میاد قصه تموم شه همه تنهام میزارن

میتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم

میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم

که با یک زخم زبون بترکه و خراب بشه

تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه

میتونم بازی کنم با عشق و احساس کسی

میتونم درست کنم ،ترس دل و دلواپسی

میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

میتونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم

ولی با این همه حرفا،باز منم مثل اونام

یه دروغگو میشم و آخرشم ورد زبونام

یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم؟

با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم؟

من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره؟

توی دنیا ،

اصلا عشق واقعی وجود داره...؟

/ 4 نظر / 10 بازدید
;کیمیا

[قلب][قلب][قلب]

حامد

خیلی رمانتیکه[قلب][گل][گل][قلب]

پرنسس

خيلي رمانتيك بود[ناراحت] مرسي كه خبرم كردي[ماچ]

من

[گریه]اصلا عشق واقعي وجوووود داره؟؟؟ [ناراحت]